close
تبلیغات در اینترنت

اغانی جدید

تحمیل اغانی جدید

دانلود موسیقه

شباب الاهواز

فیدیو جدید

رسم ازدواجهای کُهن در بین عربهای خوزستان
اغانی  جدید اغانی جدید اغانی جدید اغانی جدید
بسم الله الرحمن الرحیم


*مدونه رسم ازدواجهای کُهن در بین عربهای خوزستان اجمل اغانی عربی الاهوازی تابعونا علی قناه تلگرام شباب الاهواز .

@shabab_alahwaz رابط قنات تلگرام

الشاعر محمود ابویوسف المرمضی
الشاعر شهاب حمدی
الشاعرة زهرا عچرش
الشاعر محمدالعلی العموری
الشاعر حمید ابو مهدی البوبندر
الشاعر محمد حجي حنش شليباوي
الشاعر فارس الساری
الشاعر حمد العموري
الشاعر صادق الجواد الباوی
الشاعر سعدالمجدماوی
الشاعر رحیم خسرجی
الشاعراحمدآل کثیر ابوفلک
الشاعر حسن رمضان الحزباوی
الشاعر حسین محسن الکنانی
الشاعر ﻣﻮﺳﻰ ﺳﻠﻤﺎﻥ اﻟﺤﺰﺑﺎﻭﻱ
الشاعر ابو ارکان الخزرجی
الشاعر مهدی الحاج مظلوم المایدی
الشاعر إمين إلمليإني
الشاعر میلاد التمیمی
الشاعرة نرجس الطرفیّه
الشاعرة ریم الساعدی
الشاعر جعفر ابوریسان الخزرجی
الشاعر ولید ابو تحریر الدحیمی
الشاعر ظاهـــــر الحلــــــــــفي
الشاعر حسین ابوارکان الناصری حی لذه
الشاعر امین ابوذهب العبیاوی
الشاعر علي النگراوی
سیرة حیاة الفنان عماد عبیات
تثبیت موسیقی العلوانیة فی قائمة تراث الایرانیة
الشاعر عدنان ابورزاق الکنانی
الشاعرة مزرعه
الشاعر احمد نیسی
الشاعر مهدی ابوزمن الساری
سیرة حیاة الفنان فتی العربی فی الراب
الشاعر حامدالضبی
الشاعر امین خالدی
الشاعرة ازهار
الشاعر كريم نيسي
الشاعر سیدمرتضی ابوموعود
الشاعر شهاب ابو میثم البلاوی
الشاعره نورالهدی علی
الشاعره عبيرعزیز
الشاعر علي غانم الفتلاوي
الشاعر مسعود حریزاوی
الشاعر سعيدابشاره العموري
الشاعر منصورحجی عبودش المزرعاوی
الشاعرة رغد العربیة
الشاعرسیدمهدی مشعلی
الشاعر كامل مهدي الزنبوري
الشاعر کمال المیاحی
الشاعر جواد شریفی
الشاعر رضاشریفی
الشاعر میلاد عبیات
الشاعر جواد مقدم
الشاعر مهدی رضا الساری
الشاعر مهدی ابومحمدامین حردانی
الشاعر کاظم الساری
الشاعر حـسن مـدلول نیسـي
الشاعر علي الدورقي
الشاعر امین ابوذهب عبیات
الشاعر سیدمحمد الیاسری
ابوذیة علیرضا ابورهف فریسات
اغنیة کافی کافی للفنان ماجددسومی
الشاعر مسعود ناجی الخسرجی
الشاعر عـارف جـاسـم الـبـاوی
الشاعرعلی السید حمید البوشوکه
الشاعر یوسف فریسات
الشاعر علی محسن الحزباوی
الشاعر فاضل السلامی
الشاعر طارق غزی
الشاعر علی سعیداوی الداغری
الشاعر مهدی الدخینی
عید الأم
الشاعر جمال المشعلی
الشاعر ریاض الفارس
الشاعر صلاح الدین مرعی
اغانی الاهوازیه للاطفال
الشاعر علی العاید
الشاعر ابوقیس العربی​
الشاعر توفیق ابو عماد الزهیری
الشاعر علیرضا ابورهف فریسات
الشاعر صادق آلبوغبیش
الشاعر امین الغریب
الشاعر احمد جورانی
الشاعر مـهدی ابـومختـار الــحیــدری
الشاعر حمزه عساکره
الشاعر امیر ناصری
الشاعر حمید الزرگانی
الشاعر محمد نگراوی
الشاعر فواد عبیات
الشاعر سجاد الجابری
الشـاعـرمصطفـئ جمـال الهلیچـی
الشاعر نجف دغاغله
الشاعر جمال بغلانی
الشاعر احمد منصور العبیاوی
العاب اون لاين
علوان الشویع
آلودگی آب اهواز
حكمت خال‌كوبی در ميان مردم عرب خوزستان
دختری از بیت چریم شوش دیپلم افتخارمسابقه نقاشی بلاروس را کسب کرد
بیوگرافی سید جمیل عبودی

کمی توضیح ...
موضوعات
عناوین سایت
پیشواز ایرانسل
اهنگ پیشواز ایرنسل علی کارونی
صوره
صور فنان عرب الاهواز
التحمیل اغانی
Arabian kings
علی کارونی
عباس السحاقی
اغانی الفنان سعید صیاحی
فنان سید جمیل عبودی
الفنان جاسم الجاسم
الفنان أحمد عبدالخاني
مهدی یراحی
عماد عبیات
الفنان جبار القلعاوی
الفنان غالب الاصیل
الفنان حبیب کارون
الفنان جوبا
الفنان عبدالرضاالقلعاوی
الفنان سـینا سیـدی پـور
الفنان مهدي الزايري
الفنان مهدی مکباسی
الفنان علی شاهین
فنان فتی العربی
الفنان حمیدالساعدی
الراب صداقت
اغانی الراب
Arabian Boys
الفنان احمد المسعد
djMMD شباب حمیدیة
احمد میزان(هرمزغان)
شباب قشم
الفنان علا ادیب
الفنان عماد تیماس
فنان رعد سوحلی
الفنان ماجد دسومی
الفنان مهدی الدخینی
الفنان اسماعیل الحزباوی
الفنان ستار منصف
الفنان ابو امیر ضاحی
الفنان کمال عبدالله
فریق الراب باس
الفنان مجاهد الاهوازی
SHAFIGH BF
الفنان حمید ابوسیف الصیاحی
الفنان عبدالرضا الفراتی
عزیز محسن الکنانی
الفنان علی الخالدی
الفنان جبار القلعاوی
سعید ابشاره العموری
سجاد الجابری
الفنان فارس الساری
الفنان عباس کارون
الفنان عادل الماس
الفنان ابوحازم الحیاوی
الفنان توفیق الساری والی بور
چَ لا چَ عربی
چَ لا چَ
دیوان الشعر الاهوازی
الشاعرسیدحسن الشریفی
شاعر حمزة کوتي
الشاعر عادل السکرانی
الشاعر جاسم ثعلبی
الشاعر یوسف السرخي
رسام
اللوحة حدیث صنوبر
بازدید : بار



 رسم ازدواجهای کُهن در بین عربهای خوزستان

 

  موسی سیادت  

آمار ازدواجهای اجباری در استان خوزستان مخصوصاً در مناطق روستایی و حاشیه شهرها روبه افزایش است و این درحالی است که بیشترین علل طلاق ها در این منطقه نیز همین ازدواجهـا بـه شمـار مـی رونـد . کارشناسان اجتماعی معتقدند اگر عشایر و قبیله های مختلف این استان از آداب و سننی که مخالف فقه اسلام است دست بردارند بیشتر درگیریها، طلاق ها و .... از بین خواهد رفت . زندگی مشترک دختران و پسران در این نوع قبیله ها از سن کم آغاز می شود و با توجه به اینکه هیچ علاقه ای بین زوجین وجود ندارد هر یک از آنها یک راه بیشتر ندارد آنها باید سختی هایی را که در نتیجه عدم تفاهم اخلاقی با همسرشان ایجاد شده تحمل کنند و به خاطر جَو حاکم برمنطقه ترس از خانواده، عشیره و قبیله تا پایان عمرشان باید بسوزند و بسازند . آداب و رسومی از این قبیل در میان عشایر و قبایل خوزستان باعث شده که جوانان خوزستانی بخصوص دختران جوان دچار مشکلات روحی و آسیب های جبران ناپذیر اجتماعی شوند از زُمره این رسمها که هنوز در ازدواج دختران اعمال می شوند می توان به موارد زیر اشاره کرد: 

*ازدواج نهوه :

این واژه از نهی و به معنی بازداشتن گرفته شده است ، در این ازدواج پسرعمو در ازدواج با دخترعمو یک نوع حق اولویت دارد . طبق این عقیده عقدِ پسرعمو و دخترعمو در آسمانها بسته شده است . در این سُنت چنانچه از عشیره خود یا عشیره دیگر از دختری خواستگاری شود ، پسر عمو می تواند از آن جلوگیری کند (نوعی حق وِتو) و اگر به مخالفت او پاسخ مثبت داده نشود وی می تواند دست به جنایت بزند . گاهی اوقات نیز در مواردی پسرعمو از خواستگار یا عموی خود مبلغی هنگفت (حق سکوت) مطالبه می کند ، گاهی پسرعموها با وجود داشتن همسر و فرزند دست به «نهوه» می زنند و از ازدواج دخترعموی خود جلوگیری می کنند ! به این مورد باید اشاره کرد که گاهی افرادی در «نهوه» شرکت می کنند که از تحصیلات عالی برخوردارند اما تعصب عرقی و اعتقادات خرافی و به دور از منطق انسانی بر فکر واپسگرانه آنها مستولی است .

*ازدواج شغار  :

نمونه ی دیگری از این ازدواجها ، ازدواج یا معاوضه است، (شغار) در این نوع ازدواج همان گونه که از نام آن پیداست دختر را معاوضه می کنند به این ترتیب که او را به عقد مردی در آورده و سپس دختر یا خواهر آن مـرد را برای پدر یـا برادر دختر، عقد می کنند در واقع با قرار قبلی این دو دختر در میان خانواده های خود با هم معاوضه شده و مهر یکدیگر قرار می گیرند و به این ترتیب مهریه جداگانه ای برای آنها در نظر گرفته نمی شود . در این نوع ازدواج «شغار» اگر بین زن و شوهر اختلاف پیش آید و به قهر یا طلاق بینجامد، برادر یا پدر آن زن به عنوان مقابله به مثل همسرش را بدون دلیل و برهان طلاق می دهد هر چند که میان او و همسرش ناسازگاری خاصی بوجود نیامده باشد !

*ازدواج مصادقه :

این نوع ازدواج تحمیلی است و تقریباً به ازدواج شغار شباهت دارد با این تفاوت که در این نوع ازدواج خانواده های نزدیک به یکدیگر با هم توافق می کنند که به منظور دوستی هر چه بیشتر دختران خویش را به عقد پسران همدیگر درآورند . البته برخلاف ازدواج شغار، در مصادقه مهریه و شیربها برای دختران در نظر گرفته می شود . در این دسته ازدواجها دختر حق انتخاب نداشته و می بایست بی چون و چرا تصمیم خانواده خود را پذیرفته و از این کار سرباز نزند . پدر و برادر در این خانواده ها بنابر حق ولایت و قیمومیت که نسبت به دختران و زنان خانواده برای خود قایل هستند بنا به خواست و اراده خود و بدون آنکه نظری از دختر بخواهند او را با خانواده مورد نظر خود معاوضه کرده و به این صورت زندگی دختران را بازیچه خود خواهی ها و تصمیمات خود قرار می دهند . این قبیل ازدواجها معمولاً به دلایل فراوانی از جمله دلایل سیاسی و امنیتی میان دو قبیله یا خانواده انجام می شود و این خود نشان دهنده عمق فاجعه است . وادار ساختن دختران برای تن دادن به معاوضه یعنی محروم ساختن آنها از حق طبیعی و عدم ارج نهادن به نظر و عقیده آنها است .

ظاهراً کسانی که هنوز هم براین عقاید کهنه پایبند هستند دختران را فاقد تفکر و تعقل دانسته و هرگز شایسته تصمیم گیری حتی در امور خصوصی و شخصی خود نمی دانند. ارزش زنان برای این افراد در حد امور خانه داری و بقای نسل خلاصه شده است . این نوع ازدواجها هم اکنون تا حد زیادی منسوخ شده و موارد کمی از آن به چشم می خورد ولی هنوز کاملاً از میان نرفته و هنوز هم عده ای از خانواده ها مرتکب این جنایات هولناک می شوند و دختران و زنان تن به این ازدواج اجباری می دهند .

خانم حدیث دموخی پژوهشگر خوزستانی معتقد است که: «... زنان عرب خوزستانی خود به این شرایط و وضعیت عادت کرده اند و به نظر می رسد که تمایلی به احقاق حقوق خود ندارند . ولی آیا تا به حال فکر کرده ایم که ممکن است این عدم تمایل به دلیل ترس از آینده و امنیت اجتماعی باشد ؟ قتل های ناموسی و خانوادگی بسیاری که طی این سالها رُخ داده اند مُهر سکوت برلبان این زنان زده اند و در واقع چنین پیش آمدهایی عاملی شده است که این زنان از ترس به خطر افتادن امنیت خود و تباه شدن آینده شان بی چون و چرا به رسم و رسوم خانواده مرتجع خود گردن بگذارند ، عامل دیگری نیز که شاید بتوان گفت : در این سکوت دخیل بوده است دور ماندن این زنان و دختران از اجتماع و محدود شدن به چهار دیواری خانه و زندگی زناشوئی است . جلوگیری از تحصیل و نتیجه عدم پیشرفت اجتماعی سبب سازعدم آگاهی بسیاری از زنان و دختران نسبت به ارزشها و قابلیت های خود می شود. زنی که جز شستن و رُفتن و وظایف زناشوئی چیز دیگری نیاموخته است شاید بر این تصور باشد که وضعیت کنونی اش تمام آن چیزیست که او باید داشته باشد و نه به چیز دیگری احتیاج دارد و نه حقی از او ضایع شده است . این زن فکر می کند که به دنیا آمده است که فقط تمام عمر خود را به شوهرداری و بچه داری بپردازد . شاید اگر از او بپرسید که آیا از حقوق اجتماعی و قانونی اش به عنوان یک انسان و سپس یک زن چیزی می داند یا نه ؟ نتواند جواب مناسبی به شما بدهد و یا شاید خورد و خوراک و پوشاک و مسکن و مهریه و شیربها را به عنوان حقوق شخصی و اجتماعی اش نام ببرد . اما اگر به این زنان اجازه داده می شد که فارغ از محدودیت های دست و پاگیر و مضاعف ، از آن جهت که افزون بر محدودیت هایی است که جامعه بطور کلی برای زنان قایل شده است در اجتماع حضور داشته باشند و در نتیجه حقوق طبیعی و قانونی خود را بشناسند ، آنگاه دیگر نمی شد به این سادگی ها آنها را وادار به پذیرش شرایطی کرد که شاید چندان باب میلشان نباشد . چنانچه در سالهای اخیر بسیاری از این زنان و دختران توانستند با شکستن طلسم ناآگاهی خود مدارج علمی را طی کرده و به موفقیت های عظیمی دست یابند تا آن جا که هم اکنون بسیاری از مناصب مدیریتی در دست این مدیران قابل و با کفایت است و آنها نشان داده اند که اگر میدان داشته باشند می توانند همانند مردان و حتی به مراتب بهتر از آنان در مدیریت و سرپرستی سازمانها و نهادهای دولتی و حتی تصمیم گیرنده در نظام اجتماعی و سیاسی استان و حتی کشور عمل کنند .

امروزه با تغییر و گسترش دیدگاهها باید پذیرفت که عدم آگاهی زنان در خصوص مسائل حقوقی و اجتماعی شان لطمه بزرگی برپیکره  نظام اجتماعی وارد می آورد ، از این رو لزوم آگاهی یافتن این قشر توانمند هر روز بیش از پیش احساس می شود اگر مسئولین امر همت کنند و افراد دیگر سعی نمایند دست از عقاید سرکوب گرانه خود در خصوص جایگاه زن بردارند می شود با برقراری پایگاههای اطلاع رسانی و آموزشی زنان را نسبت به حقوق خود آگاه کرد و از این راه آینده فرزندان و آینده سازان این مرز و بوم را تضمین نمود .[1]

*ازدواج حسان :

در این ازدواج گاهی بزرگ قبیله جهت ابراز همدردی در مراسم عزاداری و مجلس ختم یکی از افراد قبیله خود یا دیگر قبایل شرکت می کند و جهت جمع آوری زیراندازها و پایان دادن به این مراسم سوگواری، یکی از دختران افراد قبیله خود را تقدیم فرزندِ پسرِ ارشد و مجرد خانواده متوفی می نماید تا غم و اندوه خانواده متوفی در آینده نه چندان دور زدوده شود . در این ازدواج غیرمترقبه هرگز خواسته و نظر دختر مـورد توجه اولیاء قرار نمی گیرد ! و دختر و حتی پسر متوفی در یک عمل انجام شده قرار می گیرند !

*ازدواج فصلّیه  :

در این ازدواج ممکن است براثر تصادف ، درگیری، تجاوز ناموسی، قتل و یا نزاع دسته جمعی عشیره ای، یکی از افراد عشیره به قتل می رسد ، در چنین شرایطی گاهی به         شیوه ی ریش سفیدی عمل می شود و مبلغی به عنوان فصل یا دیه ( خون بهاء) به خانواده مقتول داده می شود و در مواردی خانواده مقتول اصرار دارد که در برابراین قتل به جای پرداخت دیه نقدی،  دختری به نام « فصلّیه» به خانواده مقتول داده می شود که به نوعی به آن سفیر صلح گفته می شود تا میان دو خانواده ( دوقبیله) متخاصم صلح برقرار کند این سفیر ناچار است بدون اظهارنظر تن به این ازدواج ناخواسته بدهد.[2] اعطای حق به پسر عمو یا پسرِ پسرعمو یا هر کس که در این مدار جای می گیرد در واقع صاحب اجازه ازدواج دختر می باشد . بی اجازه عمو یا پسر عمو یا بستگان پدر، دختر حق ندارد با کسی ازدواج کند و این در قاموس قبیله خط قرمز شناخته می شود و کیفرش دعوا و جدال و گاهی قتل است . کافی است پسرعمو به خواستگار غریبه یا حتی پسردایی یا پسرخاله اخطارکند و او اصرار ورزد ولو پدر و مادر دختر هم موافق ازدواج باشند . خون به پا خواهد شد چرا که عموزادگان دراین عرصه حقِ وِتو دارند و بی رضایت آنان هیچ دخترعمویی نمی تواند ازدواج کند . گاهی شده پسرعمو قدری انعطاف نشان می دهد و در برابر اخذ مبلغی اغلب گزاف از پدر یا خواستگار دختر، خود را کنار می کشد و اجازه ازدواج با غیر از خاندان را توشیح می نماید . و گرنه پسر عمو حتی اگر زن هم داشته باشد حق دارد دختر عمو را به عنوان « هوو» در گرو خود داشته باشد .

این اعتقاد به ویژه در میان خانواده های : شیوخ و مولاها یا سادات (که خود را از قبیله قریش و وابسته به ائمه اطهار می دانند ) و در بین برخی از عشایر واپسگرا معمول است که بیشتر مبتنی بر حفظ اصالت خون است که در ایران باستان نیز پادشاهان و بزرگان قوم با خواهران، دختران و مادران خود ازدواج می کردند تا خون آنان توسط دیگران آلوده نشود !! از سوی دیگر این نوع ازدواج ( دخترعمو- پسرعمو) در نزد عشایر جنبه ی تعاونی دارد ، چرا که در این نوع ازدواج شیربها و یا مهریه ناچیز است و هرگز شرط و شروطی در پشت قباله زوجین قید نمی شود. به همین دلیل اکثر جوانان بیکار و بدترکیب و بدسیرت به اعتراض (نهوه) برمی خیزند و از ازدواج دخترعمو با غیر جلوگیری                می کنند .

به این نکته باید اشاره کرد که اکثر خانواده های فقیر «اقتصادی و فرهنگی» مبادرت به این عمل ناشایست می کنند. حافظان این آئین از این بابت دغدغه ای به خود راه نمی دهند چون تأکیدشان بر اجرا و تداوم این رسم جان سخت جاهلی است ، با این وصف « ازدواج فصلّیه» و یا به نوعی «ازدواج نهوه» که هم اکنون در بین مردم عرب خوزستان کمرنگ شده و یا در حال اضمحلال است . اما اثر منفی خود را گاه و بیگاه در جامعه عرب خوزستان و جنوب کشور عراق ظاهر می سازد .[3]

اگر مردم عرب خوزستان در صنعتی ترین استان کشور هنوز گرفتار چنین مشکلاتی هستند این حکایت از آن دارد که محیط صنعتی اطراف جذبشان نکرده و جایی در خور تحسین به آنها نداده است . این مردمان در حقیقت مقصر نیستند ، مقصر دولتها و نظامهایی هستند که می آیند و می روند و کاری برای برکندن این سنتها از میان آنها          نمی کنند . همه سخن بر سر این است که چرا این رسمها هنوز باید در میان اعراب خوزستان اجرا شوند . نیک می دانیم که چنین رسم های زیانباری تنها به مدد تحرک اجتماعی، کار مستمر فرهنگی و تشکیل نهادهای مدنی خاص زنان در استان قابل رفع اند، چرا که چنین فعالیت هایی زمینه را برای ارتقای فکری شهروند فراهم می سازند و او را با حقوق و راه و رسم جامعه مدنی آشنا می کنند .[4]

« بنابراین توسعه انسانی زمانی حاصل میشود که تعادل در جامعه به وجود آید . بدین معنا که از خانواده تا حکومت می بایست مساوات و عدالت رعایت شود. تا استبداد فردی و جنسی زدوده شود . و از اذهان یکایک افراد جامعه خارج گـردد . زیـرا کـه هـم « قانون» و هم «سنت » بربقای زور مداری و یکه تازی مردان و تضییع حقوق « زنان » پافشاری می کنند: به موجب ماده (49) قانون مجازات اسلامی ، اطفال در صورت ارتکاب جرم مبرا از مسئولیت کیفری هستند و تربیت آنان با نظر دادگاه به عهده سرپرست اطفال و عند الاقتضاء « کانون اصلاح و تربیت اطفال » می باشد. و در تبصره (1) ذیل ماده قانونی نیز تصریح می کند: « منظور از طفل کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد.»

نظر به اینکه حد بلوغ شرعی ، که آغازگر دوران مسئولیت جزائی است ، برای دختران و پسران متفاوت است و به موجب تبصره (1) ماده (1210) قانون مدنی ، اصلاحی 1371 شمسی ، سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام و در دخترنه سال تمام است . لذا مسئولیت جزائی دختران ، شش سال زودتر از مسئولیت جزائی پسران شروع می شود . بر پایه این تبعیض فاحش جنسیتی ، دختران از نه سالگی به بعد ، در صورت ارتکاب جرم ممکن است تحت پیگرد قانونی قرار گیرند . و به حکم دادگاههای عمومی (موضوع قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1373 شمسی ) ، مانند بزرگسالان مجازات بشوند. این وجه خشونت آمیز از قوانین مردانه ایران که مبنای جنسیتی دارد ، در شرایطی اعمال می شود که تمام طبقات و لایه های اجتماعی در ایران امروز دختر نه ساله را طفل            می شناسند ، و طبق قوانین آمره والدین مکلف به نگهداری و تربیت آنها بوده و ملزم هستند دختر بچه ها را به مدرسه بفرستند . نظر به اینکه در قوانین امروز ایران یک دختر نه ساله طفل شناخته نمی شود ، در نتیجه آنها در قلمروی وسیع مسئولیت جزائی محکوم به تحمل مجازات ها و تنبیهات بدنی مندرج در قانون مجازات اسلامی خواهند شد.»[5]

« بـرخی بـاورهـای غلط نیزسبب جلوگیری خانواده ها از تحصیل فرزندانشـان می شود . تعصبات بی ریشه و گرایش های ارتجاعی تعدادی از خانواده ها باعث می شود که آنان از تحصیل کودکان خود ، به ویژه دختران جلوگیری کنند . نتایج سرشماری سال 1378 – نشان می دهد که از جمعیت چهار میلیون و 304 هزار و 997 نفر دختران 6 تا 10 ساله کل کشور ، 360 هزار و 260 نفر بیسواد هستند در حالی که جمعیت پسران بی سواد این گروه سنی 245 هزار و 345 نفر از جمعیت چهار میلیون و 464 هزار و 740 نفری آنان است . این ارقام نشان می دهند ، که دختران بیشتر از پسران در خطر محروم ماندن از تحصیل قرار دارند ، و فقر فرهنگی و اقتصادی ابتدا آنان را نشانه گرفته است . در بافت روستائی و عشایری کشور ما جو مرد سالاری بسیار قوی است . دختران کم سن و سال به ازدواج مردان پیر در می آیند و مرگ تدریجی زنان ، خودسوزی و خودکشی بخشی از مشکلات ناشی از این ازدواج هاست . برای مثال : ازدواج در خانواده های عشایر چهار محال و بختیاری در داخل گروه و خویشاوندی صورت می گیرد . پیش از این دختران و پسران خردسال را برای تحکیم مناسبات قومی و طایفه ای برای هـم ناف بر می کردند و هر گونه تخطی در این امر از طرف خانواده ها منجر به اختلافات ومنازعات عمیق می شد .

برطبق عادات و رسوم عشایر ، خانواده موظف است به محض این که فرزندشان به سن بلوغ رسید ، وسایل ازدواج آنها را مهیا کند . در میان این عشایر پیدا کردن همسر مورد نظر و مناسب برای جوانان آماده ازدواج به وسیله بزرگان خانواده ( مردان ) انجام           می شود و خود جوانان نقش خاصی را نمی توانند ایفا کنند .

بافت جامعه ی روستائی و عشایری استان چهار محال و بختیاری به گونه ای است که به آسانی تغییر نمی کند . و در روستاها و مناطق عشایری نظروالدین و ریش سفیدها در ازدواج شرط است . (اکثر ازدواج ها تحمیلی است ) در جامعه عشایری بختیاری عمده کارخانه برعهده زنان است ، علاوه بر آن بانوان در امور کشاورزی ، پرورش دام ، حمل آب آشامیدنی ، تهیه غذا ، سوخت و مایحتاج خانه نیز نقش اساسی ایفا می کنند . زن عشایری در این استان هر چند در امور اقتصادی خانواده نقش اساسی دارد ، ولی اجازه مشارکت در تصمیم گیریها و در مسایل خانواده را ندارد . در مناطقی از استان که جوانان تحت فشار قرار گرفته و بدون میل و عشق به خانه بخت می روند ، در اینگونه ازدواج ها، زوجین اغلب قادر به تأمین نیازهای متقابل نبوده و در آخر این ازدواج ها یا منجر به شکست شده و یا با هنجارهایی ادامه پیدا می کند . به علت اجباری بودن ازدواج در میان عشایر و روستائیان نزاعهای دسته جمعی است که منجر به قتـل شـده و معمـولاً بـرای « خون بهاء » اینگونه قتلها دختری را به عقد یکی از بازماندگان مقتول در می آورند . این رسم که به « خون بس » معروف است در بافت عشایر و روستائی استان چهار محال و بختیاری از دیر باز مرسوم بوده است .»[6]

*مجازات ناموسی :

تا پیش از انقلاب اسلامی ترکیب جمعیت در اکثر روستاهای عرب نشین خوزستان بصورت یک خانواده گسترده به نام « عشیره » ساکن بودند تنها در چند مورد استثنایی روستاهایی دیده می شد که ترکیب جمعیت در آنها از لحاظ عشیره ای نامتجانس بوده و از چند تیره یا خانوار به وجود آمده، در روستاهای متجانس و همخون اغلب ازدواجها درون گروهی صورت می گرفت و دختران و زنان از حجاب (پوشش کامل) برخوردار نبودند ، چرا که همه اهالی ساکن روستا خودی بودند . (قوم و خویش) دختران و زنان کمتر مرتکب خطای اخلاقی می  شدند و اگر چنین خطایی از دختری و یا زنی مشاهده شد دو خانواده به راحتی با هم کنار می آیند و ازدواج بین پسر و دختر صورت می گیرد .

در مورد زن محصنه هم مجازات تا حدی خفیف بود یعنی با « فصل» دو زن به جای یک زن فراری (منهوبه) قضیه حل و فصل می شود . گاهی دختر فراری و یا زن فراری « منهوبه» به یک مکان مناسب پناه می برد به عنوان مثال : در خانواده شیخ عشیره و یا نزد خانواده سید جلیل القدری متحصن می شود تا فصل صورت بگیرد ، سپس دو خانواده پسر و دختر و یا مرد و زن فراری (منهوبه) به تفاهم می رسند و قضیه ارتکاب خطا برای همیشه فراموش می شود و به ندرت قتل ناموسی صورت می گرفت . اما پس از انقلاب اسلامی (1357) و به دنبال آن بروز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (1367-1359) باعث گردید تا اکثر قبایل و عشایر مرزنشین به شهرهای مجاور و کلان شهر اهواز روی بیاورند و در حاشیه شهر متوطن شوند . 

ترکیب جمعیتی در حاشیه شهرها از جمله در شهر اهواز که بیش از چهارصد هزار نفر« حاشیه نشین» نامتجانس دارد علاوه بر آن فقرمادی و فرهنگی حاشیه نشینان مزید برعلت است . اکثر حاشیه نشینان بر اثر بیکاری آشکار و نهان و فقرفرهنگی مرتکب اعمال خلاف می شوند ، علی الخصوص نسل دوم حاشیه نشینان که از عشیره خود بریده و در شهر جایی ندارند خود را بیگانه ، محقر و بی هویت می بینند و بدین ترتیب اخلاق و عُرف عشایری نزد آنها کم رنگ شده و از سوی دیگر قانون و مقررات شهری برای آنها به خوبی تفهیم نشده ، لذا به کارهای خلاف و به اعمال غیر اخلاقی رومی آورند و بدین ترتیب می بینیم در دو دهه 1360 و 1380 جُرم و جنایت در حاشیه شهرها بالاخص شهر اهواز به اوج خود رسیده و قتل ناموسی و یا مجازات ناموسی روز به روز افزایش می یابد،[7] حبـس و اعدام نتوانسته این معضل اجتماعی را حل و فصل کند . مسئولین مبارزه با آسیب های اجتماعی در این زمینه به شیوه ی ریشه ای عمل نکردند و تنـها معلـولها را دنبـال می کننـد و نه علل . چـرا که عُرف متداول در نزد عشایر به روش انتقام صورت می گیـرد ! و یـک خـانواده پای بند به عُرف عشایری زمانی سربلند و محترم است که لکه ی ننگی در خانواده یا عشیره آنها نباشد. بنابراین اگر دختری و یا زنی مرتکب گناهی همچون « زنای نامشروع » بشود مردان آن خانواده یا عشیره برای ادامه حیات خود تنها چاره کار را در کُشتار آن دختر و یا زن خطاکار می دانند و به نوعی این قتل را « مجازات اخلاقی» تلقی می کنند و قاتل هرگز فکر نمی کند که یک انسان عادی را کشته ، بلکه خطاکاری را تنبیه کرده تا در برابر سایر افراد عشیره و قبیله سرافراز باقی بماند ! و به قول باطل او لکه ننگ را پاک کرده ، بنابراین تنها راه حل ممکن ایجاد شرایط مناسب جهت بالا بردن سطح سواد عشایری و ایجاد مؤسسات مدنی همچون : انجمن زنان ، جمعیت زنان ، اصناف، احزاب و جایگزین نمودن قانون به جای عُرف عشایری و ریشه کن نمودن بیسوادی و جذب جوانان بیکار عشایری به کارهای مختلف تولیدی و خدماتی می تواند در رفع و دفع این گونه اعمال ناروا بسیار مؤثر باشد .

  کتاب: زن در گذر تاریخ(موسی سیادت)

 







برچسب ها : <-TagName->,




آمار کاربران
افراد آنلاین : online

پیوند روزانه
سیرة حیاة الفنان عماد عبیات (473)
تثبیت موسیقی العلوانیة فی قائمة تراث الایرانیة (388)
الشاعر عدنان ابورزاق الکنانی (294)
الشاعرة مزرعه (399)
الشاعر احمد نیسی (318)
الشاعر مهدی ابوزمن الساری (273)
سیرة حیاة الفنان فتی العربی فی الراب (248)
الشاعر حامد الضبی (330)
الشاعر امین خالدی (362)
الشاعرة ازهار (238)
الشاعر كريم نيسي (547)
الشاعر سیدمرتضی ابوموعود (287)
الشاعر شهاب ابو میثم البلاوی (269)
الشاعرة نورالهدی علی (247)
الشاعرة عبيرعزیز (263)
الشاعر علي غانم الفتلاوي (318)
الشاعر مسعود حریزاوی (353)
الشاعر سعيدابشاره العموري (477)
الشاعر منصورحجی عبودش المزرعاوی (386)
الشاعرة رغد العربیة (499)
الشاعرسیدمهدی مشعلی (276)
الشاعر كامل مهدي الزنبوري (286)
الشاعر کمال المیاحی (339)
الشاعر جواد شریفی (279)
الشاعر رضاشریفی (254)
الشاعر میلاد عبیات (252)
الشاعر جواد مقدم (189)
الشاعر مهدی رضا الساری (202)
الشاعر حـسن مـدلول نیسـي (234)
الشاعر کاظم الساری (445)
الشاعر مهدی ابومحمدامین حردانی (366)
الشاعر علي الدورقي (218)
الشاعر امین ابوذهب عبیات (264)
الشاعر سیدمحمد الیاسری (181)
الشاعر سید احمد ال ابو ترکیه (191)
ابوذیة علیرضا ابورهف فریسات (204)
الشاعر مسعود ناجی الخسرجی (199)
الشاعر عارف جاسم الباوی (211)
الشاعر علی السید حمید البوشوکه (278)
الشاعر یوسف فریسات (264)

ابزار وبلاگ